تبلیغات
دفاع گرامی
دفاع گرامی

فصل پنجم
استراتژی سوم: به مرگ بگیرتابه تب راضی شوند
از سال 1364 یك دور جدیدی از پیروزی های ایران شروع شد كه تا پایان سال 1366 ادامه یافت. ابتدا ایران به منطقه استراتژیك فاو حمله كرد و ارتباط عراق با خلیج فارس را قطع كرد. پایگاه موشكی عراق در این نقطه از دست عراق خارج شد. و همسایگی ایران با كشور كویت از طریق جزیره بوبیان اهمیت این عملیات را بالا برد. مهمترین بندر عراق پس از بصره یعنی ام القصر از خاصیت افتاده بود. زیرا كه آبراه خور عبدالله به كنترل ایران درآمده بود و كشتی ها قادر به عبور از آن آبراه و رسیدن به بندر ام القصر نبودند نیروی دریایی عراق كه دراین بندر مستقر بود به محاصره درامد وبه مدت سه سال از كار افتاد. عراق شكست سنگینی خورده بود و برای برگرداندن حیثیت خود با تمامی تجهیزات متعارف و غیرمتعارف از جمله سلاح های شیمیایی به منطقه فاو حمله كرد تا نیروها و لشكرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را از این منطقه بیرون كند. یك جنگ 75 شبانه روزی شروع شد و ارتش عراق آنچنان آسیب دید كه عملیات آنها بعدها به نام «كمرشكن» لقب گرفت و سربازان و فرماندهان عراق به تلخی از آن پاتك ها به جبهه ایران نام می بردند. ولی باوجود این پیروزی اشكارانتظار ایران برای صدور قطعنامه ای كه حاوی اصولی برای پایان بخشیدن به جنگ باشد بدون نتیجه ماند.هیچ اقدام موثری از سوی شورای امنیت صورت نگرفت. آقای هاشمی قبل از عملیات به فرماندهان گفته بود بروید آن طرف اروند فاو را بگیرید، من جنگ را تمام می كنم.سكوت معنا دارهمراه بابهت وناباوری ازعملیات ایران محافل بین المللی رافرا گرفته بود. ارتش عراق  كه از باز پس گیری فاو ناامید شده بود، در یك طرح جدید به نام استراتژی دفاع متحرك، حملاتی را به مناطق و جبهه های میانی جنگ انجام داد و شهرستان مهران را از ایران اشغال  و اعلام كرد كه مهران به جای فاو. رزمندگان ایران كه عموماً لشكرهای سپاه بودند توانستند مجدداً مهران را بازپس بگیرند ولی باز هم از سوی شورای امنیت سازمان ملل تحركی پیدا نشد.ولذا عملیات فاوپایان استراتژی جنگ جنگ تایك عملیات وسراغاز استراتژی سوم درجنگ بود. استراتژی به مرگ بگیر تابه تب راضی شوند. این تدبیر جدید به جای یك پیروزی به چند پیروزی می اندیشید كه تصور سقوط صدام درصورت ادامه جنگ را در اذهان تداعی می كرد.وهمین تصور موجب می شد.كه قدرت های بین الملل برای جلوگیری اززیان بزرگتر به زیان كوچكتر تن بدهند. لذاانها پس ازعملیات فاواگرچه آمادگی برای صدور یك قطعنامه كه برخی از خواسته های ایران را تأمین كند پیدا كرده بودند ولی تردید داشتند كه آیا پیشروی های اخیر ایران پس از چند سال وقفه در جبهه های نبرد یك اتفاق است و یا بروز یك توانایی جدید در جبهه ایران می باشد.عملیات فتح یك درعمق صد وپنجاه كیلومتری شمال عراق وزیر اتش گرفتن شهر نفتی واسترات‍ژیك عراق نشان داد كه نه تنها منطقه جنوب بلكه منطقه شمال عراق نیز اسیب پذیر شده است درهمین عملیات حافظ اسد رئیس جمهور سوریه به سفیر ایران گفته بود بعداز این عملیات رفتار دنیا دربرابر شما تغییر خواهد كرد.
  تا اینكه عملیات كربلای چهار و پنج طی دو هفته صورت گرفت كه اولی با شكست مواجه شد و دشمن فكر می كرد كه عملیات بزرگ ایران همان بوده و لذا با خیال راحت آماده باش ها را لغو و مرخصی ها را اعمال كرد كه بلافاصله ایران دست به یك عملیات بزرگتری به نام كربلای پنج در همان منطقه (شلمچه) زد و عراق شكست سنگینی متحمل شد و ایران به 12 كیلومتری شهر بصره رسید. در اینجا هم عراق قریب بیست شبانه روز با ایران جنگید تا بلكه سرزمین های تصرف شده بدست ایران را آزاد كند ولی نتوانست و در اینجا بود كه شورای امنیت سازمان ملل در سی تیرماه سال 1366 قطعنامه 598 را صادر كرد. درحقیقت دلیل صدور قطعنامه 598 كه دارای امتیازات برجسته ای برای ایران بود بشرح زیر بود:
1ـ ایران پس از دو سال وقفه در پیشروی های خود به یك دور جدیدی از پیشرویها روی آورده بود و احتمال اینكه در آینده بتواند بخش های عظیمی از خاك عراق را آزاد كند وحتی احتمال سقوط صدام بالا رفته بود و در صورت دستیابی ایران به چنین پیروزی هایی به یك قدرت بزرگ منطقه ای تبدیل می شد.
2ـ با وجود تلاش های گسترده صدام حسین و ارتش عراق هیچ موفقیتی را در مقابل نیروهای ایرانی بدست نیاورده بودند.
3ـ در صورت ادامة جنگ احتمالاً ابعاد گسترده منطقه ای جنگ كنترل منطقه را از دست قدرت های بین المللی خارج می كرد.
آمریكا و شوروی و اعضای شورای امنیت به نتیجه رسیدند كه قطعنامه را صادر كنند و امتیازاتی را به ایران بدهند ولی از طرف دیگر هم ایران را تهدید به خاتمه جنگ نمایند واگر ایران نپذیرفت آن موقع خودشان مستقیماً دخالت كنند. لذا پس از صدرو قطعنامه 598 ایران مجدداً بر سر یك دو راهی قرا رگفت « ادامه جنگ و یا پذیرش 598» ، در این مقطع هر دو راه را ایران ادامه داد هم دیپلماسی و پذیرش 598 جدی گرفته شد و هم اینكه ایران عملیات ها را ادامه بدهد. لذا برخلاف دو راهی پس از آزادی خرمشهر كه ایران نه آتش بس را پذیرفت و نه به سوی یك جنگ تمام عیار پیش رفت این بار پس از صدور قطعنامه 598 ایران هم چانه زنی و رایزنی برای پذیرش 598 راو هم تداوم عملیاتها را جدی گرفت.علت اینكه ایران چارچوب 598راپذیرفت بدلیل امتیازاتی بود كه برای اولین بار ازشروع جنگ تا ان هنگام برای ایران قائل شده بودند.وتداوم عملیات نظامی راهم ایران برای كسب بیشتر منافع خود وبالخصوص بیمه كردن امنیت اینده خود می خواست.واز طرف دیگر استراتژی به مرگ بگیرتابه تب راضی شوند،به نزدیك هدف اثابت كرده بود.فاصله598تاهدف تنها مه وغباری بود كه روی هدف راپوشانده بود.یك فشار دیگر باعث میشد كه صدام را به عنوان مسئول مناقشه اعلان كنند.و همچنین پذیرش قرارداد1975رارسما اعلان كنند.وایران به پیروزی كاملی كه می خواست برسد.ما این ابتكار رابا یك ترفند بدست اورده بودیم.كه ان را توضیح خواهم داد.
 
سبك شوتاپرواز كنی
پس از عملیات بدر بدون انكه حتی به جانشین خود اطلاع دهم با لباس مبدل ومحلی به منطقه چویبده وساحل بهمنشیر امدم وسپس باقایق چند ساعتی دراب رودخانه حركت كردم .وسپس به منطقه راس البیشه رفتم.شب درمنطقه ماندم وفردا بعد ازشناسایی چند نقطه درساحل اروند بالای یكی ازدكل های دیده بانی منطقه فاو را نگاه كردم.وبعد به ابادان امدم وبه جزیره مینو رفتم وبالاخره پس از یك غیبت 48ساعته به قرارگاه برگشتم دوستان فكر می كردند به اهواز رفته بودم.من هم ذهنیت انها راتایید كردم.تصمیم خودراگرفته بودم.استراتژی راعوض می كنیم.به جای یك عملیات ویك پیروزی به چندعملیات وچند پیروزی فكر خواهیم كرد وبرنامه ریزی خواهیم كرد.ازطرف دیگرخودراسبك می كنیم كه پروازكنیم.ارتش راازخودجدامی كنیم. بجای انكه دست دردست همدیگرمثل چند سال گذشته داشته باشیم این بار مستقل ازیكدیگر وباهم پرواز می كنیم. سبكتر می شویم یعنی مستقل ازدیگری عمل می كنیم.لشگرهای سپاه وارتش هركدام دریك نقطه ای بافاصله ازیكدیگر عملیات می كنند.درپشتیبانی ها به یكدیگر كمك می كنیم. برادری سرجای خود.عملیات هم سرجای خود. اصل سوم را انتخاب كردیم.غافلگیری باحفاظت تنها بدست نمی اید.بدون فریب مخفی ترین امورقابل كشف هستند.عملیات فریب برای اولین بار در تاریخ جنگ طراحی كردیم.درمجموع تغییرات به ده مورد میرسید.و حدود ده اصل بكار گرفته شد تا دكترین جدید شكل خود را پیداكرد.یكماه طول كشید تا انرا جمع بندی كردم.دوستان مرا می دیدند كه ساعتها روی نقشه فرورفته ام ویا ساعت ها قدم می زنم. ولی چیزی بانها نمی گفتم.(  )شرائط انها پس از پنج عملیات بزرگ ناكام فوق العاده شكننده بود. ازطرف دیگر اصول جدید هم حكم می كرد كه چیزی به انها نگویم.خودم باید بسیاری ازكارها راانجام می دادم.وازطرف دیگر باتوجه به تردیدوناامیدی فوق العاده دوستان ودستیارانم بایستی انها را راه می بردم.درنوشته های بعدی  این شرائط راتوضیح خواهم داد.
لذادكترین جدیدی درجنگ شروع شد. تمامی این دوره یعنی از سال1363تاسال 1366ایران باموفقیت همراه بود.تنها درعملیات كربلای چهار باناكامی مواجه شدیم.كه تنها ده روز بعد ازدل همان عملیات، پیروزی بزرگ كربلای پنج شكل گرفت. هدف این بود كه چند عملیات درقواره هایی كه می توانیم انجام خواهیم داد . یامسئولان كشور امیدوار می شوند وبابسیج كل كشور برتعداد عملیات ها واندازه آنها خواهیم افزود ویا آنكه باچند عملیات بهتر می توان از دشمن امتیازاتی گرفت. این استراتژی دوگانه درهر شرایطی جواب می داد. ونتیجه جنگ را به نفع ما رقم می زد. البته چون درعمل مسئولان كشور بسیج وجهادعمومی را نپذیرفتند تنها نیمه دوم استراتژی كه شامل چند عملیات بود شكل گرفت.


لذا استراتزی سومی در جنگ شكل گرفت كه انرا جایگزین استراتژی جنگ جنگ تایك عملیات وجنگ جنگ تاسقوط صدام كردیم.اگرچه هیچ گاه كل پازل رابه مسولان نظام نگفتیم ولی برای تك تك اجزای ان یاعملیات ها درموقع مناسب ان اجازه می گرفتیم كه چون اقای هاشمی رفسنجانی ازسوی امام مسئول هماهنگی ارتش وسپاه بود با ایشان هماهنگی می كردیم. ولی من می دانستم كه این ترفند یك عمر محدودی بیش ندارد ولذادرسال دوم این دوران ویكسال قبل از انكه عمر سه ساله ان به پایان برسد وبالخصوص پس از دستیابی به 598 اعلان خطركردم ودریكی از نامه های به امام عرض كردم كه اگر فكری نكنید ارتش عراق راه خواهدافتاد.پس در این دوره چند اقدام انجام شد:
1-  با یك ابتكار استراتژیكی میان مدت تانزدیكی هدف پیشروی كردیم.این ابتكار به مرگ بگیرتا به تب راضی  شوندنام گرفت و حاصل ان تصویب قطعنامه 598 بود.
2-  از ان جاییكه این ابتكار یك ترفند موقتی بودوباید برای دراز مدت فكری دیگری می شد.واگرقصد سقوط صدام جدی بود باید كل  دولت بسیج می شد ودرغیر این صورت فرصتها وتهدیدات جدیدی در اثر پیشروی ها ایران بوجود می امد،به موقع هشدار لازم رادادیم وتقاضای امادگی برای ان شرائط داده شد.
ازانجاییكه  به پیشنهادات  برای بسیج دولت ومردم و كشوردرجنگ عمل نشد وبه هشدارها  واحتمال حمله عراق به ایران توجهی نشد یك وضعیت جدیدی درجنگ شكل گرفت .
به مرور موانع در راه عملیات وهمچنین در راه دیپلوماسی بوجود امد وجنگ به بن بست رسید. نه صلح پیش می رفت ونه جنگ.دراین موقع هم ایران وهم عراق درصدد بر امدند كه بن بست پیش امده را به نفع خود حل كنند.كه دربخش های بعدی به ان خواهیم پرداخت.




فصل  ششم
موانع نظامی وعملیاتی پایان جنگ

  درفعالیت های دیپلوماتیك تلاش ایران برای شفاف كردن بندهای قطع نامه بامخالفت های سرسختانه عراق وعدم همراهی های بین المللی باایران مواجه شد.بسیاری ازقدرت هامعتقد بودند كه همین امتیازاتی هم كه به ایران داده شده ازروی ناچاری بوده است ومخالف دادن هر نوع امتیاز دیگری به ایران بودند.
  در بخش عملیات های نظامی هم مشكلاتی ظهور كرده بود و همانطور كه در بخش بعدی توضیح می دهیم، آنچه كه طی دو سال اخیر درصحنه پیشروی های نظامی به ظهور رسیده بود تركیبی از یك طرح ابتكاری و باز سازمان دهی  توان رزمی گذشته واصلاح درمدیریت و طراحی عملیات نبرد بود. ولی بر توان انسانی و مادی و تسلیحاتی جنگ چیزی اضافه نشده بود بلكه بیشتر در بخش های نرم افزاری و مدیریتی جبهه ها تغییر بوجود آمد و طبیعی بود كه این تغییر كه همراه با رشد توان رزمی نبود در یك جایی به انتها خواهد رسید.بنابراین مقاومت قدرت های بین المللی درمسیر دیپلوماسی وبحران توان رزمی درنیروهای مسلح ایران یك شرائط جدیدی رابوجود اورده بود كه نیاز به یك تحول درجبهه ایران داشت درغیراینصورت اگر عراق درخود یك تحركی رابوجود می اورد ممكن بود كه شرائط رابه نفع خودتغییر دهد.


1- نارسایی های مالی ،تسلیحاتی ومدیریتی درجبهه ها
بدلیل انكه قریب پنج سال ازتقاضای سپاه برای گسترش توان رزمی وشركت حكومت درجنگ گذشته بود ولی به ان پاسخ مثبتی داده نشده بودو تحولی در ان صورت نگرفته بودولذاتوان نیروهای مسلح ایران تقزیبا ثابت مانده بود.ولی ارتش عراق طی همین مدت به چند برابر رسیده بود. واز انجاییكه درداخل خاك خود قرار گرفته بودازنظر ارایش نیروهاووضعیت پدافندی درموقعیت بهتری نسبت به اوائل جنگ قرار داشت.ازطرف دیگر مورد حمایت بیشتری ازسوی قدرت های بین المللی ومنطقه ای بوددركنار همه این عوامل صدام حسین تمامی حكومت وملت خود رادر جنگ بسیج كرده بود.بنابر دلایل فوق توان رزمی ارتش عراق چه درتجهیزات وتسلیحات وچه درنیروی انسانی بسرعت رشد كردبطوریكه ازایران جلو افتاد.كم كم احتمال راه افتادن ماشین جنگی عراق احساس میشد.بدون شك اگرشروع پیروزی های ایران درعملیات فاو وكربلای پنج وانهدام بخش قابل توجهی ازارتش عراق اتفاق نیافتاده بود،ارتش عراق زودترازسال1367به حركت در می امد ومجددا وارد خاك ایران میشد.با همه انهدامی كه به ارتش عراق واردشد درابتدای سال1367به خطوط دفاعی ایران حمله ور شد ودراكثر جبهه ها موفق شد كه پیشروی هایی داشته باشد.
دراینجا لازم می دانم به بخش هایی ازنامه بیست صفحه ای خود به حضرت امام درسال 1366ودرحقیقت یك سال قبل ازشروع حملات ارتش عراق بیاندازم.كلمات وجملات این نامه بخوبی شرایط ونارسایی های جبهه را واحتمالات اینده را بخوبی منعكس می كند.


كمك های قدرت های بین المللی به دولت وارتش عراق
چندعامل باعث شده بود كه موازنه قوا به نفع ارتش ودولت عراق تغییر كند:
1- فرارارتش عراق ازدام های عملیاتی ایران وحمله به نقاط غیر عملیاتی جبهه ایران .
2- كمك های وسیع تسلیحاتی ومالی جهانی در اواخر جنگ به ارتش عراق.
3- دراختیارقرار دادن اطلاعات بكلی سری ایران به عراق
4- ارائه مشاوره وكمك فكری به فرماندهان ارتش عراق.
این عوامل باعث شد كه موازنه قوا به نفع ارتش عراق
تغییر كند. كه سعی می كنیم به صورت مختصر اشاره ای به انها داشته باشیم .


الف – فرار ارتش عراق از دام
درنبردهای قبلی وهجومات ایران همیشه ارتش عراق به دونوع پاتك علیه نیروها ایران دست می زد. یكی برایجلوگیری ازپیشروی بیشتر نیروهای ایران ودیگری برای ازاد سازی سرزمینهای ازدست رفته اش. كه معمولا حملات نوع اول عراق حداكثر یكهفته
وكمتر ازیك سوم تواناییی اش صورت می گرفت مگر درشرایطی كه ازقبل دست ایران را می خواند ودران نقطه تمركز قوا می داد. ولی پاتكهای نوع دوم گاها تا دوماه هم بطول می انجامید وبا بالای پنجاه درصد توانایی دفاعی اش می جنگید. ولی بزرگترین
اشتباهش همین بود كه درچنین مواقعی ایران برای اوتله ای درست كرده بود كه دراین پاتكهها تلفات سنگینی را به ارتش عراق وارد می كرد. وتاماهها بعد
ارتش عراق ازهر اقدام هجومی تلافی جویانه ای بازمی ماند. درچنین مواقعی ایران با اكثر توان اتش ونیروی خود به كمین ارتش عراق می نشست وانهارا شكار می كرد. هرجاكه ارتش عراق غافلگیر می شد
مثل عملیات فاو وعملیات كربلای پنج تلفات سنگین
همراه باشكست سختی رامتحمل می شد.
ولی ازعملیات والفجر ده عراق این رویه راتغییر داد.
وریسك انتقال لشگرهای گارد ازروبروی جبهه ایران
را به منطقه جنوب كه حالت عملیاتی نداشت را پذیرفت
وبه منطقه فاوحمله كرد.
 
ب- حمایتهای تسلیحاتی ومالی جدید از ارتش عراق



ج – كمك های اطلاعاتی
ازعملیات فاو به بعد ارتش امریكا دقیق ترین عكس های هوایی را ازطریق سرلشكر رفیق سامرایی مستقیما دراختیار صدام حسین قرار می داد. این فرد راخود صدام برای ارتباط با نیروهای امریكایی انتخاب كرده بود. اطلاعات بكلی سری دیگری هم كه
ازنیروهای ایران بدست می اوردند دراختیار عراق
قرار می داد. منافقین هم با تمامی توان به جمع اوری اطلاعات از یگانهای ایران پرداختند ونتایج انرا دراختیار عراق قرار می دادند.
د- كمك های فكری ومشاوره های عملیاتی
شاید این كمك فكری كمتر ازكمك های دیگر نبود
فرماندهان روسی ، مصری وفرانسوی وامریكایی شروع به مشاوره های نظامی سطح بالایی به ارتش عراق كردند.



عملیات های ارتش عراق
ارتش عراق باتوجه به عوامل فوق موازنه قوارابه نفع خود تغییر داد ویك موج جدید ولی موفقیت امیزراعلیه جبهه ایران آغاز كرد. حمله به منطقه فاو ،شلمچه وجزایرمجنون راازانتهای فروردین تا تیرماه ادامه داد.
ودرتمامی این مدت هم آمریكا پابه پای صدام  اورا
همراهی می كرد.



فصل هفتم
موانع سیاسی پایان جنگ


1-پذیرش مشروط
ایران برخلاف قطعنامه های قبلی كه بلافاصله آنها را رد می كرد این بار در مقابل 598 سكوت كرد و آن را رد نكرد. همزمان با حضور آیت الله خامنه ای ، رئیس جمهور وقت ایران در اجلاس عمومی سازمان ملل در شهریور 1366، ایشان در یك نشست مطبوعاتی با حضور اكثر رسانه های جهانی كه در نیویورك برگزار شد، شركت كردند. ایشان در پاسخ به پرسش یك خبرنگار در مورد چگونگی تنبیه متجاوز فرمودند:
« ما نوع تنبیه را به هیچ وجه از پیش تعی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فصل سوم
دو راهی های جنگ
در طول جنگ ایران دوبار برسر دوراهی واقع شد یكی پس ازازادی خرمشهرودیگری پس ازصدور قطعنامه598 اگرچه درهردوحالت بابحث هایی كه صورت گرفت مسئولان كشوراز این دو راهی ها عبور كردندولی درهر دو وضعیت باوجود انكه تمامی مسئولان سیاسی ونظامی درادامه جنگ وانجام عملیات های هجومی توافق داشتند ولی در هدف وچكونگی و وسعت عملیات های هجومی اختلاف نظر هایی وجود داشت.البته درنهایت هم امام وهم درتبعیت از ایشان فرماندهان به نظرات مسئولان سیاسی تمكین می كردند ولذااگرچه دراتاق های جنگ این اختلافات دیده می شدولی درصحنه عمل یك فكر بیشتر حاكم نبود وان هم عمل به نظرات مسئولان سیاسی كشور بود. جالب است كه بدانید درموقع ورود ناوهای جنگی آمریكا به ابهای خلیج فارس امام به مسئولان سیاسی كه برای كسب تكلیف رفته بودند فرمودند كه اگر من جای شما بودم همان ناو اول را با ارپی جی می زدم. كه مسئولان گفته بودند خوب شما رهبر ما هستید دستور بدهید ما اقدام می كنیم. امام درپاسخ فرموده بودندخودتان تصمیم بگیرید. انها تصمیم گرفتند كه هیچ بخوردی پیش نیاید وبه نیروهای مسلح ابلاغ كردند.

1-دوراهی پس از آزادی خرمشهر :
پس از آزادی خرمشهر و رسیدن به مرزهای بین المللی در مناطق جنوبی كشور بحث چگونگی ادامه نبرد به یك بحث جدی و چالشی در سطوح مدیران سیاسی و نظامی كشور تبدیل شد.باوجود انكه حضرت امام وتمامی مسئولان سیاسی ونظامی سطح بالای كشور معتقد به ادامه جنگ بدلیل عواملی كه خواهد امد ،بودند ولی درچگونگی ان اختلاف نظر وجود داشت.جالب است كه بدانیدورد به خاك عراق بخشی ازعملیات بیت المقدس بوده است .درعملیات بیت المقدس قراربود كه نیروهای ایران تاساحل شرقی بصره پیش بروندكه بدلیل كمبود نیروواولویت ازادی خرمشهر ازحمله به بصره صرفنظر شد.
  اولین بحث ها در خصوص ادامه جنگ درمحضر حضرت امام صورت گرفت. در اولین جلسه شورایعالی دفاع كه نظامی ها در آن نبودند. نخست آقایان اعضای شورای عالی دفاع، پیروزی عملیات وآزادسازی خرمشهررا به محضر امام تبریك می گویند سپس حضرت امام سؤال كردند : برنامه تان چست؟ آقای هاشمی اظهار داشتند(1) :
ما باید با عبور از مرز هجوم به دشمن را ادامه دهیم. امام فرمودند :چرا ؟و چند دلیل برشمردند كه حكایت از ابهام ایشان می كرد:
1ـ تاكنون ما در سرزمین خودمان، می جنگیده ایم و لذا دفاع قلمداد می شد. اگر به خاك عراق وارد شویم، تجاوز به كشور دیگر تبلیغ خواهد شد.
2ـ سربازان عراقی كه تاكنون در خارج از كشور خود (در خاك ایران) می جنگیده اند از این پس در صورت ورود ما به عراق،‌ انگیزه بیشتری برای جنگیدن پیدا
خواهند كرد.

(1)- به نقل از حجت الاسلام خویینی هاكه دران جلسه بنابر دعوت احمداقا شركت كرده بود.


3ـ در صورت ورود ما به خاك عراق صدام، كشورهای منطقه را بیش از گذشته نسبت به ایران نگران خواهد كرد و آنها اگر نگران تر شوند كمك بیشتری به صدام خواهند نمود.
4ـ به مردم عراق تاكنون گفته ایم كه ما در حال دفاع از خود هستیم، اگر به خاك عراق وارد شویم دیگر چنین منطقی وجود نخواهد داشت.
آقای هاشمی یكی، دوبار در میان صحبتهای امام صحبت كرد و گفت :ما بایدً وارد خاك عراق شویم و یك منطقه قابل توجهی را تصرف كنیم تا بتوانیم در سر میز مذاكره به صدام فشار بیاوریم و حقوق خود را بگیریم.
و ادامه دادند كه جزایر مجنون، منطقه نفتی عراق است و چند صد میلیون بشكه نفت دارد كه اگر آنجا را بگیریم، می توانیم حتی اگر صدام هم نخواست غرامت بدهد ما نفت این نقاط را به جای غرامت جنگ استحصال كنیم و بفروشیم.
علی ایحال، آقای هاشمی استدلال كرد كه باید وارد خاك عراق شویم و جنگ را ادامه دهیم تا بتوانیم به حقوق خود برسیم و جلسه با این جمله امام كه فرمودند : حالا روی این موضوع فكر می كنم به پایان رسید.


  احمد اقا فرزند حضرت امام درخاطرات خودنقل كرده بودندكه:
امام در حال قدم زدن بودند كه گوینده رادیو خبر آزادسازی خرمشهر را اعلام كرد. با شنیدن صدای گوینده ، من به امام نگاه كردم و متوجه شدم كه احساس خوبی به ایشان دست داد. البته در مجموع امام از مسائلی كه خیلی تلخ بود اوقاتشان زیاد تلخ نمی شد و از مسائلی هم كه شیرین بود خیلی خوشحال نمی شدند.
و در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند كه بهتر است جنگ تمام شود ، اما بالاخره مسئولین جنگ گفتند كه ما باید تا كنار شط العرب ( اروند رود ) برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم . امام اصلاً با این كار موافق نبودند و می گفتند اگر بناست كه شما جنگ را ادامه بدهید بدانید كه اگر این جنگ با این وضعی كه شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید دیگر این جنگ تمام شدنی نیست و ما باید این جنگ را تا نقطه ای خاص ادامه بدهیم و الان هم كه قضیه فتح خرمشهر پیش آمده بهترین موقع برای پایان جنگ است .
البته :
الف -امام نگفتندكه اگرما تصمیم بگیریم كه جنگ تمام شود جنگ تمام می شود.بلكه ایشان میگفتند كه اگرقراربه جنگ ویاصلح باشد سر مرز ماندن بهتر است.
ب -امام معتقد بودند كه اگراز مرز عبور كنیم وارد یك جنگ جدید می شویم كه هدف ان بزرگ خواهد بودودروسع وتوان مسئولان كشورنیست.به تعبیرنظامی عبور از مرزبایك استراتژی سیاسی  همراه باریسك بالا بود. درآن شرایط كه ایران درروابط بین المللی متحدی نداشت با استراتژی سیاسی به جایی نمی رسید. یا نباید وارد خاك عراق می شد ویابایدیك هدف بزرگی را انتخاب می كردكه لازمه دستیابی به ان تنها ازطریق بسیج امكانات بیشتر وتولید توانایی های جدید تری بود. ولازمه آن اتخاذ استراتژی نظامی وفراهم كردن توانایی لازم ومتناسب با ان بود.كه مقدم برهمه توانایی ها، توانایی روحی وارادی مسئولان نظامی وسیاسی كشور است كه سایر توانایی ها را فراهم می سازد.به همین دلیل امام نفرمودند وارد خاك عراق نشوید. سوال كردند چرا می خواهید وارد خاك عراق شوید.واسیب هاوابهامات ورود به خاك عراق رابرشمردند كه:
1-اولا  مسئولان كشور وفرماندهان چه هدفی از ورود به خاك عراق رادنبال می كنند.وایا تامین ان هدف قادر است پیامدهای منفی ورودبه خاك عراق راجبران كند.
2-وثانیاایا مسئولان ایران ظرفیت وامادگی لازم رابرای یك جنگ تهاجمی بزرگ را دارند.


ج-  از انجاییكه امام می دانست مسئولان ایران قصد ادامه جنگ راتا ان نقطه ای كه او منطقی می دانست ندارندونمی خواهند تاانجا بروند ونمی توانندظرفیت واراده وتوانایی های لازم را برای ان فراهم  كنند.ولذا عبوراز مرز رامغایرهدف وتوانایی انها می دانست.ومی فرمود كه چرا سرمرزنمی مانید وهمین جابه جنگ ادامه نمی دهید (به نقل از اقای هاشمی).ویامی فرمود سرمرزبمانید وجنگ راتمام كنید.(به نقل از احمداقا).هردونقل درست است.زیراكه حوادث بعدی نشان داد كه باماندن سرمرز جنگ تمام نمی شد.اما بارفتن ایران به داخل خاك عراق هم ابهاماتی وجود داشت. باتو جه به هدف وتوانایی مسئولان مصحلت انها نبود كه وارد خاك عراق شوند.زیراكه وقتی قصدشان، جنگ برای صلح بود چراباید پیامد های بزرگتر ازهدفی را كه می خواهندتامین كنند، بوجود اورند. ولذایابه بن بست درجنگ برسند ویابه شكست ایران منجر شود.ولذا طبیعی بود كه امام ازانها بخواهدكه سرمرزبمانند وجنگ رایاباجنگیدن ویاباصلح كردن به پایان ببرند.
                   
          در دومین جلسه كه نظامی ها هم شركت كرده بودند حضرت امام مجدداً همان سؤال جلسه قبل را مطرح كردند كه آقای هاشمی همان استدلال خود را كه عبور از مرز به این دلیل ضروری است كه قبل از برقراری آتش بس ما بخشی از خاك عراق را در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم با كمك آن و فشار بر صدام حقوقمان را بگیریم را مطرح كردند. جناب آقای ظهیرنژاد از بعد دفاعی استدلال كردند كه مرزهای بین المللی در بخش جنوب اهواز و غرب خرمشهر متكی به موانع طبیعی نیست و ایستادن در آنجا با هزینه های سنگینی همراه و قابل اطمینان هم نیست و لذا باید از مرز عبور كرد و به اولین مانع طبیعی كه شط العرب (بخش شمالی اروند رود) است رسید و پشت آن پدافند كرد تا سرنوشت جنگ معلوم شود. بعد از مرحوم ظهیرنژاد من استدلال كردم كه حرف آقای ظهیرنژاد درست است و ضمن آنكه هنوز بخش هایی از سرزمین ما در اختیار عراق می باشد و از طرف دیگر بدلیل عدم توازن پدافندی در مرزجنوب دشمن می تواند در جنوب خرمشهر و آبادان از فاصله پانصد متری و با سلاح های سبك این دو شهر را ناامن كند ولی چنین پاسخی ازسوی ایران ممكن نیست .زیرافاصلة ما تا بصره بیش از بیست كیلومتر است و ما در شرایط عدم توازن دفاعی و پدافندی هستیم.
  همانطور هم كه در نقشه می بینید (…………) فاصلة نیروهای خودی از نقاط حیاتی و حساس یكدیگر كاملاً روشن است. در چنین شرایطی نیروهای عراقی قادر بودند با سبك ترین سلاح ها ما را تحت فشار قرار دهند ولی ما با سلاح های سنگین به سختی می توانستیم مقابله به مثل كنیم و همین موضوع نوعی عدم توازن پدافندی و دفاعی بوجود می آورد و در صورت برقراری آتش بس، همیشه نگرانی و اضطراب در دل ایران از شكستن آتش بس بوجود می آمد و لذا دست ما زیرسنگ آتش بس قرار می گرفت و با هرفشاری بر آن آه ایران را بلند می كردند و لذا خواسته های سیاسی خود را بر ما تحمیل می كردند.
پس درحقیقت به علل زیر تداوم جنگ درداخل خاك عراق وعبور از مرزهای بین المللی، پس از آزادی خرمشهر ضروری تشخیص داده شد :
1ـ وضعیت عدم توازن پدافندی در مرزهای جنوبی.
2ـ وجود هزار كیلومتر مربع از سرزمین های ایران در دست عراقی ها در بخش های غربی ایران.
3ـ دستیابی به یك بخش از خاك عراق برای چانه زنی در مذاكرات سیاسی و رسیدن به حقوق ایران.
همانطور كه گفته شد باتوجه به:
1- شناخت امام از هدف ومقاصد وعزم واراده  مسئولان ایران وهمچنین توانایی های انها و
2-شناخت امام ازصدام حسین وامریكا ونظام بین الملل وپیامد های ورود ایران به خاك عراق


ً نظر اولیه حضرت امام این بود كه در سر مرزهای بین المللی جنگ ادامه یابد تا
  حقوق ایران بدست آید. به همین دلیل امام نگفتند اعتقاد من چنین است.ولذا بصورت سؤال طرح می كردند كه چرا می خواهید وارد خاك عراق بشوید و چرا سر مرز به جنگ ادامه نمی دهید؟
بهرحال پس از استدلال های فوق حضرت امام متوجه شدند كه درسر مرز نه می توان جنگید ونه می توان صلح كرد ونمی توان دفاع كرد. ولذا فرمودند كه من با ورود ایران به خاك عراق موافقت می كنم ولی درعملیات خود مسائل زیر را حل كنید.
1ـ به محض ورود شما به خاك عراق تبلیغات جهانی علیه ایران خواهد شد برای مقابلة با آن فكری كنید.
2ـ حملة شما به خاك عراق نباید موجب آزار و اذیت مردم عراق شود، در آتش توپخانه مراقبت كنید.
حضرت امام در پیام خود پس از شروع عملیات رمضان به این نكات اشاره كردند. ایشان گفتند كه ما به یك وجب خاك عراق هم چشم نداریم.بنابراین وقتی كه ایران واردخاك عراق شده است هم متكی به استدلالهای نظامی وهم متكی به دلایل سیاسی بوده است واز امام گرفته تادیگر مسئولان بااین اقدام موافق بوده اند.
پیام حضرت امام درعملیات رمضان كه اولین حمله ایران به داخل خاك عراق می باشد به شرح زیر می باشد :



  برای ادامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فصل اول: مظلومیت پایان جنگ
1-ضرورت جداسازی شروع جنگ،پذیرش قطعنامه وپایان جنگ ازیكدیگر:
اگرهمانطوركه تلخی پذیرش قطعنامه بابیانیه وانجام جلسات توجیهی ومراسم مختلف بیان شد شیرینی پیروزیها نظامی ودستاوردهای سیاسی پس از ان وپایان جنگ    به صورت یكجا و در یك جشن ملی مثل سایر ملت ها، اعلان می شد درجنگ هیچ ابهامی باقی نمی ماندووضعیت پایان جنگ را همان شرایط پذیرش قطعنامه كه همراه با شكست هایی بوده تصور نمی كردند.باوجود انكه بارهاحضرت امام این تفكیك را انجام دادندولی كسی دنباله تلاش های امام را پی نگرفت وپایان جنگ مظلومترین قطعه جنگ باقی ماند.به بیانات امام درپایان جنگ توجه كنید:
ما دراین جنگ حتی یك لحظه هم نادم و پشیمان ازعملكردخودنیستیم (1).ویا درجای دیگری یك ماه پس از پایان جنگ می فرماید:
قریب به هشت سال دفاع مقدسی كه به استقلال وتمامیت ارضی وشكست طرح های توسعه طلبانه....منجرشد (2).وهمچنین  درهمان زمان می فرماید:
  به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه ای مغلوب و شكست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملت ما گردید و دشمنان در تحمیل آنهمه خسارت چیزی به دست نیاوردند.
البته اگر همة علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می نگریستیم و می رسیدیم ولی این بدان معنا نیست كه در هدف اساسی خود كه همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده ایم. (3)ویا در همین پیام می فرماید:
نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل كنیم كه.. جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است،‌ آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمی شود؟ تأخیر در رسیدن به همة اهداف دلیل نمی شود كه ما از اصول خود عدول كنیم.
ازاین بیانات امام پیروزی پایان جنگ كاملا پیداست.
بالخصوص اینكه درماههای بعدبسیاری ازاهداف كه در هاله ای از ابهام وجود داشتند تحقق پیداكرد ازادی اسرای ایران وپذیرش قرداد1975وعقب نشینی كامل نیروهای عراق واماده شدن ایران برای حمله مجدد به داخل خاك عراق كه باممانعت حضرت امام مواجه شد، پس ازپذیرش 598بدست امد.لذاپایان جنگ همراه باپیروزی های كاملا اشكاری به نفع ایران بوده است.وارزش ان راداشت كه یك جشن ملی برای پایان جنگ اعلان كنند. دو زمان برای اعلان جشن ملی  پایان جنگ مناسب بود یكی تاریخ آتش بس و استقرار نیروهای سازمان ملل در همان سال 1367 و دیگری سال1369كه عراق ناچاربه قبول قرارداد 1975 و آزادی اسرا گردید. ولی متأسفانه  هیچگاه به این مسأله توجه نكردیم كه جشن ملی پایان جنگ را اعلان كنیم. و هر سال به جای آنكه هفته پیروزی های اخرجنگ راجشن بگیریم  هفتة اول شهریور ماه را جشن می گیریم ،هفته ای كه ارتش عراق به ایران حمله كرده وسرزمین های مارااشغال كرده است یعنی هفته مظلومیت خودرا جشن می گیریم.در حالی كه پیروزی های نظامی وسیاسی اخرجنگ درمرداد ماه صورت گرفته است .شكستن محاصره خرمشهروعقب زدن منافقین ازكرمانشاه واسلام ابادوازادی سرپل ذهاب وقصرشیرین وبرقراری آتش بس در مرداد ماه 1367صورت گرفته و قرارداد 1975 در مرداد ماه1369 پذیرفته شده و  آزادگان در هفته آخر مرداد ماه آزاد شده اند. می بینیم اگر این تفكیك هارا انجام ندهیم زمان های پذیرش قطعنامه(تیرماه) وپایان جنگ(مرداد ماه) وشروع جنگ (شهریور ماه )كاملا مشخص نمی شود.ولذا نمی توانیم تحلیل درستی ازمقاطع حساس وسرنوشت جنگ ارائه كنیم.ولذا تلخی هاوشیرینی های جنگ مشخص نمی شود همانطور كه تلخی پذیرش قطعنامه از شیرینی پایان جنگ وهردوازمقاومت ومظلومیت شروع جنگ تفكیك نشده است. ومی بینیم كه همین ابهامات  باقی مانده درتحلیل وفهم حوادث اخرجنگ موجب قضاوتهای نادرست وسوء استفاده های تبلیغاتی فراوانی شده است.اگرتفكیك های فوق صورت نگیرد:
  اولاً تحلیل درست تاریخ صورت نخواهد گرفت ودرس های لازم از ان بدست نخواهد امد. و ثانیاً در ادبیات و كلام امام تناقض دیده خواهدشد.وعده ای ادبیات امام در ماههای آخر جنگ را تناقض آمیزمی بینند.وثالثا دستاوردهای دفاع مقدس درپرده ای ازابهام باقی می ماند.
2-دوره های جنگ هشت ساله
یكی ازمعیارهای تقسیم یك جنگ به دوره های مختلف میزان پیروزی وشكست طرف های درگیر ان نبرد می باشد.برهمین اساس ماجنگ ایران وعراق رابه شش دوره تقسیم كرده ایم.
نمودارزیربه خوبی این دوره هارا ازیكدیگر تفكیك كرده است:
 
همانطوركه درجدول دیده میشود ایران ازشش دوره جنگ توانسته درسه دوره پیروزی كامل ودریك دوره پیروزی ناقص ودردو دوره شكست بخورد وجنگ را،باوجودداوری طرفدارانه ازعراق، ببرد.دورچهارم وپنجم وششم سرنوشت سازترین مقاطع جنگ بوده است.ایران باپیروزی های خود قطعنامه598رابه شورای امنیت تحمیل كرد(دورچهارم).درشرایط شكست انراپذیرفت(دورپنجم) ودرشرائط پیروزی انرا به دولت عراق تحمیل كرد واجرایی نمود(دورنهایی).
ایران دردورچهارم توانست منطقه استراتژیك فاورابگیردوارتباط عراق باخلیج فارس راقطع كند. واستراتژی دفاع متحرك عراق كه به بیست نقطه مرزی حمله كرده بود راخنثی نماید وشهر مهران راازاد كند.واز طرف دیگر ایران درعملیات كربلای پنج خودرا به دوازده كیلومتری بصره برساند.در اثر این پیشرفت هاقطعنامه598تصویب شد.
ولی باوجود اینكه اكثربند های قطعنامه به نفع ایران بود انرا بطور كامل نپذیرفت بلكه تلاش می كردباشفاف كردن برخی از بندهای ان امتیازات بیشتری بگیرد. ولی دردورپنجم ایران شكست خوردوقطعنامه598را بدون قید وشرط پذیرفت.دولت عراق كه خودرادرموضع قدرت می دیددرصدد برامدكه باحمله به خاك ایران وگرفتن خرمشهر وكرمانشاه قطعنامه 598 راتغییر دهدوخواسته های خودرابه ایران تحمیل كند.ولی ایران دراین دوركه دورششم جنگ راتشكیل می دهدارتش عراق راشكست داد وانهارا تا مرزهای بین الملل عقب زدودولت عرق راوادار به پذیرش 598 كردواتش بس بین طرفین برقرار ودرمراحل بعدی پایان جنگ هم به نفع ایران تمام شد.


3-دلایل ونتایج پیروزی های ایران درجنگ
و اما دلائل پیروزی های مادرطول هشت سال دفاع مقدس وبالخصوص دردوره ششم وپایانی جنگ و ضرورت برپا كردن جشن ملی پایان جنگ در هفتة آخر مرداد ماه :



الف- دستاوردهای سیاسی ونظامی
1-جنگ براساس قطعنامه598به پایان رسید كه دراوج پیروزی های ایران به تصویب رسیده بودواكثر بندهای ان به نفع ایران نوشته شده بود.وبه تعبیر بهتر به انها تحمیل شده بود.
2-جنگ پس از پیروزیهای پی درپی ایران كه بعدازپذیرش قطعنامه 598به وقوع پیوست به پایان رسید.  پیروزی های آخر جنگ در مرداد ماه سال 1367به شرح زیر است :
الف ـ  عملیات سرنوشت كه شامل آزادی مجدد خرمشهر و پادگان حمید و منطقه جفیر و عقب زدن دشمن از چهل كیلومتری اهواز تا مرز می باشد.
ب ـ  عملیات مرصادكه شامل آزادی شهرهای اسلام آباد و سرپل ذهاب و كرند از منافقین و ارتش عراق می شود.
3ـ صدام حسین پس از شكست های فوق قطعنامه 598 را در مرداد ماه پذیرفته است.بنابراین پذیرش قطعنامه براوتحمیل شده است.كما اینكه تصویب قطعنامه هم به حامیان اوتحمیل شده بود.



4ـ حضرت امام در روز های پایانی جنگ درپاسخ سؤال آقای هاشمی در رابطه با آینده جنگ فرمودند «یك درهزارهم دیگر احتمال حمله عراق به ایران وجود ندارد».


5ـ پس از اخرین شكست های صدام ورسیدن مجددنیروهای ایران به مرز های بین المللی وامادگی انها دراثر بسیج ملی مردم،روحانیت وحضور رییس جمهور ایران درجبهه های نبردبرای حمله به خاك عراق ومخالفت حضرت امام با پیشنهاد فرمانده سپاه در حمله  به منطقه بصره كه از طریق مقام معظم رهبری به ایشان منتقل شده بود ،موجب وحشت نیروهای عراقی وتن دادن به اتش بس شدند. پیشنهاد سپاه بیانگر بازیافت كامل توانایی های از دست رفته و كسب برتری بر دشمن بود.


7 ـ پذیرش قرارداد 1975 الجزیره بتوسط صدام وتاكید سازمان ملل بران. درابتدای حمله عراق به ایران صدام حسین ان قرداد را پاره كرده بودوتغییر انرا از اهداف جنگ وحمله به ایران عنوان كرده بود.



8ـ آزادی كامل اسرای ایرانی (آزادگان)  صورت گرفت.
9 ـ  آزادسازی تمامی نقاط  كشور ایران .
10-دستیابی به فناوری های پیشرفته وساخت تسلیحات نظامی دفاعی وبازدارنده.


ب- دستاورد های سیاسی-معنوی
1- ایجاد نظام دفاعی وتولید دانش وفناوری دفاعی بومی وقابل توسعه وكارامدبرای تضمین امنیت ملی، وهمچنین كسب توانایی سازمان دادن نیروهای نظامی وشبه نظامی ملت های دیگر.بخش قابل توجهی ازپیروزی های اخیر حزب الله لبنان مرهون اموزش هاوتربیت مربی های ایرانی بوده است .
2- شكستن ابهت دوقدرت جهانی وروحیه دادن به كشورها وملت های مستقل وتحمیل اراده وحقوق قانونی خود به مراكز تصمیم گیری بین المللی.
3-ارتقاارزشهای انسانی،انقلابی واسلامی وگسترش ان درمیان صدها هزار جوان ایرانی موجب صیقل خوردن دل وجان زنگارگرفته جامعه ایرانی ازفرهنگ شاهنشاهی شد.
4-دفع تجاوز یكی ازشرورترین حكام تاریخ ماهیتی دفاعی وانسانی به جنگ مابخشید.
5-پیدایش اختلاف بین صدام وكشورهای عربی حوزه خلیج فارس بالخصوص دولت كویت، وبین صدام با امریكادراثر مقاومت ایران درجنگ وتحمیل قطعنامه598به عراق.  كه موجب شدعراق اعتماد خودرا نسبت به حامیان اش ازدست بدهدوبه این احساس برسد كه عراق راقربانی منافع خود كرده اند.همین احساس وانگیزه موجب حمله عراق به كویت شد.كه به نوبه خودموجب حمله امریكا به عراق گردید.


ج- دلایل انتخاب مرداد ماه بعنوان پایان جنگ
1-اخرین نبردها درمردادماه سال 1367وبابرتری ایران انجام شد وپس از ان هیچ درگیری دیگری صورت نگرفت.
2-صدام پس از شكست در حمله به خرمشهر وحمله به كرمانشاه قطعنامه 598 رادرمردادماه پذیرفت.
3- برقراری آتش بس و استقرار نیروهای سازمان ملل «یونیماگ» در هفته آخر مرداد ماه1367، صورت گرفت.
4 ـ پذیرش قرارداد 1975 الجزیره در هفته آخر مرداد ماه  1369صورت گرفت.
5ـ آزادی اسرای ایرانی (آزادگان) در هفته آخر مرداد ماه صورت گرفت.
6 ـ آخرین عقب نشینی نیروهای عراقی در مرداد ماه صورت گرفته است.


لذا فكر می كنم باید یك گروه تحقیق ملی از سیاسیون و نظامی ها تشكیل و بصورت رسمی سال و ماه و هفته پایان جنگ را اعلان و دستاوردهای جنگ را به صورت دقیق به مردم اعلان كنند. و هفته پایان جنگ را از هفته آغاز جنگ كه اولی هفته پیروزی و دومی هفته مقاومت ودفاع است را از یكدیگر تفكیك ونام گذاری كرد.دراكثركشورهای جهان جشن پایان جنگ یكی ازمهمترین جشن های انهارا شكل می دهد. درروسیه روز فتح برلین واستقرارارتش سرخ درالمان شرقی راروز پایان جنگ اعلان كرده اند وانراجشن می گیرند.



  بخش اول
پذیرش قطعنامه 598


فصل دوم: دلایل پذیرش قطعنامه
جنگ پس از ازادی خرمشهرورسیدن نیروهای ایران به مرزهای بین المللی در منطقه جنوبی در سال 1361 و به مرزهای غربی در سال 1362،به مدت پنج سال دیگر ادامه یافت.مقاومت بین المللی ومنطقه ای وبالخصوص دولت عراق دراعتراف به حقوق ایران ودستیابی به ان وبه تعبیری جلوگیری از شكست سیاسی ویا نظامی صدام، موجب تداوم درگیری هاوجلوگیری از تحقق صلح شد. تا اینكه شورای امنیت سازمان ملل پنج سال پس از ازادی خرمشهرودرگیری های فراوان وپیروز های چشمگیر ایران و ازروی ناچاری با صدور قطعنامه 598 در تیرماه 1366 موافقت كردند وجنگ وارد مرحله جدیدوحساسی شد. زیرا كه این قطعنامه برای اولین بار به اختلافات اساسی اشاره كرده بود و می توانست پایه ای برای صلح باشد.تمامی قطعنامه هایی كه قبل از598صادر شدند فاقد عناصرومقولات صلح بودند وعمدتا برمحوراتش بس نوشته وتصویب شدند.


پس از پیروزی های ایران در منطقه بصره (كربلای 5) و در حالیكه ایران قبل از ان منطقه استراتژیك فاو عراق و جزایر مجنون با چندین میلیارد بشكه ذخیره نفت، را در اختیار گرفته بود، وهمچنین ایران توانسته بود به عمق صدوپنجاه كیلومتری درشمال عراق نفوذ كرده وشهر نفتی واستراتژیك كركوك درشمال عراق رانا امن سازد‌، شورای امنیت سازمان ملل دراوج پیروزی های ایران نتوانست به مقاومت خود درمقابل خواسته های مشروع ایران ادامه دهد ولذا قطعنامه 598 را به تصویب رساند. ایران این قطعنامه را ابتدا بصورت مشروط و پس از یكسال بطور كامل پذیرفت. چانه زنی های ایران برای شفاف كردن بندها و تغییر در تقدم و تأخیر برخی از بندها در حال نتیجه دادن بود كه ارتش عراق به یك تحرك جدیدی روی آورد و حملاتی را به مناطق ازاد شده توسط ایران ازقبیل جزایر خیبر، فاو و شلمچه (كربلای پنج) انجام داد و تا مرزهای بین المللی پیش آمد.


لذا ایران بنابر استدلال هایی كه در نامه منسوب به حضرت امام(ره) آمده است و اخیراً پخش شده است، قعطنامه 598 را پذیرفت. تلخی حادثه در این بود كه ایران در شرایط نامطلوبی از جنگ قطعنامه را می پذیرفت. یعنی شرایطی كه عراق از حالت ضعف خارج شده و حملات پی در پی به ایران انجام داده و موفقیت هایی را بدست آورده است. درحقیقت ایران با پذیرش قطعنامه در چنین شرایطی از نظر روانی به یك مهاجم و اشغالگری كه دوباره ماشین جنگی خود را راه انداخته بود نوعی ضعف نشان می داد. از طرف دیگر اگر عراق قطعنامه را نمی پذیرفت و وارد خاك ایران می شد و پس از اشغال و تثبیت در خاك ایران، آتش بس را می پذیرفت امكان و فرصتی می یافت كه عملاً یا محتوای 598 را تغییر می داد و یا تقاضای قطعنامه دیگری را می نمود و نتیجه جنگ را به ضرر ایران رقم می زد واز طرف اخر ممكن بود كه پذیرش قطعنامه حمل بر تجدید نظر ایران ازارمانهای خود تلقی شود. به همین دلیل است كه امام از جام زهر و یا از تلخی نام می برد.


ولی با صراحت می گوید كه مصلحت نظام ایجاب می كند كه او این تصمیم را بگیرد، حتی جنگیدن بدون امكانات و سلاح های تقاضا شده را شعار می داند. با این حال تلخی تصمیم گیری امام(ره) كاملاً مشهود است.درحقیقت ایران درشرائط ضعف  وپس از شكست هایی به پذیرش  قطعنامه تن می دهد كه به همین دلیل ضمانتی برای تحقق ان نبود. درحالیكه اگر قرار بر پذیرش بوده زمان های مناسبی وجود داشته كه ایران انها رااز دست داده بود.والان كه برای جلوگیری اززیان بیشتر ان را پذیرفته ، ضمانتی برای رعایت ان ازسوی دولت عراق وجود نداشت.


قطعنامه 598 پنج سال پس از آزادی خرمشهر و در تاریخ 30/4/1366 و در اثر پیشروی های ایران در خاك عراق در مناطق فاو، بصره، جزایر خیبر و تسلط بر ارتفاعات غرب عراق ونشان دادن اسیب پذیری منطقه شمال عراق بالخصوص منطقه استراتزیك ونفتی كركوك صادر شد.علت انكه اكثر بندهای آن به نفع ایران بود چون دراثر پیروزی های پی درپی وتكان دهنده ایران به قدرت های بین المللی تحمیل شده بود.
اگرچه ایران به دلیل ابهاماتی  كه در محتوای آن و بالخصوص تقدم و تأخر بندهای آن داشت ابتدا با احتیاط با ان برخورد كردو تلاش می كرد كه بلكه قطعنامه از شفافیت بیشتری برخوردار شود تا انرا كاملا بپذیرد.
لذا ابتدا آن را بصورت مشروط می پذیرد .و ازپذیرش رسمی و بدون قید و شرط  آن سرباز می زند. در مدتی كه ایران به تلاش های دیپلماتیك خود برای شفاف تر كردن قطعنامه 598  اقدام می كند ،حوادثی بوجود می آید كه منجر به پذیرش كامل قطعنامه 598 از سوی ایران می شود.  كلاً شرایطی كه ایران را وادار به پذیرش قطعنامه 598 می كند عبارتند از :
1ـ ایران از زمان ازادسازی خرمشهر درخردادماه سال 1361تا صدور قطعنامه 598 درسال 1366 بر سر دوراهی انتخاب یك جنگ تمام عیار و پذیرفتن آتش بس بود. چون هیچ كدام از این دو راه برای دولتمردان ایران قابل قبول نبود، استراتژی نبرد تا یك عملیات برای تحمیل صلح به دولت عراق وقدرت های بین المللی، كه یك استراتژی بینابین بود برجبهه ایران حاكم شد. ولی دولتمردان ایران پس از صدور قطعنامه 598 كه آینده دیپلماسی جنگ  روشن تر شد بر سر دو راهی ادامه جنگ با یك عملیات دیگر ویاپذیرش قطعنامه598 واقع شدند وایران به دلیل امتیازات ومنافعی كه در قطعنامه598  برای خودمی دید تمایل بیشتری به پذیرش ان نشان داد.شورای امنیت سازمان ملل از روی ناچاری امتیازاتی رابه ایران داده بود.و پنجره ای در دیپلوماسی بر روی ایران باز كرده بود تا ایران دست ازپیشروی های خود بكشد.ولذا برای اولین بارلحن ایران درمقابل مجامع بین المللی تغییر می كرد وازموضع خوشبینانه با انها بر خورد می نمود وبه صورت مشروط قطع نامه را پذیرفت.در حالیكه برخلاف شرائط پس ازازادی خرمشهر  وتاقبل از تصویب 598 همه درها وپنجره ها بر روی ایران بسته بود. دربخش های بعدی این شرائط را توضیح می دهیم.
2ـ با پذیرش قطعنامه 598دولت ایران به حداقل خواسته های خود در دفاع مقدس می رسید. ولی امیدوار به افزایش دستاوردهای آن ازطریق كار با دبیركل بود . هنگامی كه مذاكرات پیش نمی رفت ادامه فشارهای نظامی را كه مكمل دیپلو ماسی در دسترسی به امتیازات بیشتری بودراضروری می دانست وبه ان اقدام می كرد.لذا هم جنگ وهم صلح درجبهه ایران حاكم شده بود.
3ـ شرایط و نارسائی های اقتصادی و مالی و تسلیحاتی در ادارة جبهه ها كه مدتهاقبل تشخیص داده شده بود روز به روز حادتر شده بود.واین بار هم مسولان كشوربجای بسیج كشور راه اسانتر را دریش گرفتندیعنی ترجیح دیپلوماسی برجنگ. با این تفاوت كه درسایه عملیات های پی درپی وموفق ایران وتصویب 598 امید به نتایج دیپلوماسی بیشتر شده بود.ولذاموجب فاصله گرفتن بیشتر مسئولان سیاسی ازادامه عملیات نظامی می شد.
4ـ شروع عملیات تهاجمی عراق به مناطق تصرف شده در خاك خود و رسیدن به مرزهای بین المللی  موجب تسریع درپذیرش قطعنامه گردید.
5 ـ احتمال حملة مجدد عراق به داخل خاك ایران و اشغال مناطق مهمی از جمله خرمشهر و كرمانشاه نگرانی از اینده جنگ رابه شدت بالا برده بود.


در بخش های بعدی این كتاب به تشریح عوامل فوق می پردازیم.دراین قسمت چون محتوای قطعنامه 598نقش كلیدی در پذیرش ان داشته است همراه منافع ان برای ایران را توضیح می دهیم.


  محتوای قطعنامه 598 ومنافع ایران دران
اولین بند قطعنامه598به یكی ازمهمترین خواسته های ایران توجه كرده است:
1ـ خواستار آن است كه به عنوان قدم اولیه جهت حل و فصل (مناقشه) از راه مذاكره، ایران و عراق یك آتش بس فوری را رعایت كرده، به تمام عملیات نظامی در زمین، دریا و هوا خاتمه داده و تمام نیروهای خود را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی بازگردانند.
همان طوركه می بینیداین اولین بار است كه ازاغاز جنگ تاكنون شورای امنیت به مرزهای بین المللی شناخته شده اشاره كرده است پس ازانكه صدام قرارداد1975الجزیره راپاره كرد وبه ایران حمله كرد ومدعی تعیین مرز های جدید بین ایران وعراق شد شورای امنیت ازقرار گرفتن مرزهای بین المللی شناخته شده در قطعنامه هاجلوگیری می كرد وبه خواسته منطقی ومشروع ایران توجه نمی كرد.ایران می گفت مرزهای دوكشور مشخص است انها می گفتند مرزها دوباره باید تعیین تكلیف شود. درقطعنامه  598برای اولین بار به این خوسته ایران درهمان بنداول اشاره شده است. ودرضمن نوعی تاییدرسمی ومجدد قرار داد 1975الجزیره به حساب می آمد.
بندهای دو وسه وچهار به نفع هر دوطرف جنگ تنظیم شده بود ولی بندهای پنج وشش به نفع ایران تمام می شد، به انها توجه كنید.
2ـ از دبیركل درخواست می كند كه یك تیم ناظر ملل متحد برای بررسی، تأیید و نظارت بر آتش بس و عقب نشنی نیروها اعزام نماید و همچنین از دبیركل درخواست می نماید با مشورت طرفین درگیر، تدابیر لازم را اتخاذ نموده، گزارش آن را به شورای امنیت ارائه نماید.
3ـ مصرانه می خواهد اسرای جنگی آزاد شده و پس از قطع مخاصمات فعال كنونی، براساس كنوانسیون سوم ژنو در 12 اوت 1949، بدون تأخیر به كشور خود بازگردانده شوند.
4ـ از ایران و عراق می خواهد با دبیركل در اجرای قطعنامه و در تلاش های میانجی گرایانه برای حصول یك راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول  دو طرف در خصوص تمام موضوعات موجود، منطبق با اصول مندرج در منشور ملل متحد، هم كاری نمایند.
درجنگ كشورهای منطقه وقدرت های بین المللی به عراق كمك های مالی وتسلیحاتی فراوانی می كردند وایران هم بطور دائم به انها اعتراض می كرد ولی انها توجهی به شكایات ایران نمی كردند.برای اولین بار شورای امنیت سازمان ملل به اعتراض ایران توجه كردوازكشورهای دیگر خواست درصورت اتش بس وقبول ایران مبنی بر توقف جنگ ازكمك به صدام خودداری كنند.به بند پنج توجه كنید:
5 ـ از تمام كشورهای دیگر می خواهد كه حداكثر خویشتن داری را مبذول دارند و از هرگونه اقدامی كه می تواند منجر به تشدید و گسترش بیش تر منازعه گردد، احتراز كنند و بدین ترتیب اجرای قطعنامه را تسهیل نمایند.
اوج تامین خواسته های ایران به توسط مجامع بین المللی اعتراف انها به تجاوزگری صدام وتنبیه اوبود.انهادربند شش قطعنامه 598 یك گام بلند به خواسته ایران نزدیك شدند:


6 ـ از دبیركل درخواست می نماید كه با مشورت با ایران و عراق، مسئله تفویض اختیار به هیئتی بی طرف برای تحقیق راجع به مسئولیت منازعه را بررسی نموده و در اسرع وقت به شورای امنیت گزارش دهد.
خواسته دیگرایران بررسی وجبران خسارت های ناشی ازجنگ تحمیلی بوده است كه در بند هفتم قطعنامه به ان توجه شده است:
7ـ ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاش های بازسازی با كمك های مناسب بین المللی پس از خاتمه درگیری تصدیق می گردد و دراین خصوص از دبیركل درخواست می كند كه یك هیئت كارشناسان......


همانطوركه ملاحظه میشود اكثر بندهای قطعنامه598به نفع ایران نوشته شده است.دلیل ان هم روشن است انها فكر می كردند تنها راه جلوگیری از سقوط دولت عراق و توقف پیشروی های ایران این است كه امتیازاتی به ایران بدهند. وبرای انكه ایران به همین امتیازات بسنده كند فشارهایی  به ایران واردكنند این فشارها ازحملات نظامی صدام گرفته تاحمله به هواپیمای مسافربری راشامل می شد، كه در قسمت های بعدی به انها خواهیم پرداخت.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


       
انگیزه
دفاع  هشت ساله ایران كه برای اولین بار پس ازسیصد سال ایران توانست تمامی سرزمین های اشغالی خودرا آزاد كند، گنجینه عظیمی ازتجارب ودستاوردهای انسانی را در دل خود جای داده است.انتقال درست انهابه نسل های بعدی موجب باروری دانایی وتقویت فرهنگ  وارزش های جامعه می شود.عدم انتقال ویا تحریف حقایق ویافته های دفاع مقدس، جامعه را از بهره برداری دستاوردهای ان باز می دارد.وموجب انحرافاتی در جامعه می گردد.


طی سال های اخیر كتب ومقالات مفیدی درباره دفاع مقدس منتشر شد. ولی هنوز بسیاری ازمعارف وحقایق ان دردل وذهن رزمندگان ومدیران وفرماندهان ویایاداشت های خصوصی انها باقی مانده است ،كه بارفتن هركدام از انهابخشی از این گنجینه مهم دفن می شود.
  ازطرف دیگر،تحریفات زیادی درباره دفاع مقدس درهمین مدت  بوجود امده است.  درحوزه خاطرات وهمچنین درحوزه بیان حوادث وتاریخ نگاری و درنقل نظرات  امام وبزرگان كشور وفرماندهان جنگ مطالبی گفته می شود كه با واقعیات تطبیقی ندارد .اخیرا هم اسنادی ازجنگ انتشار یافته است كه بر حساسیت  موضوع اداره جنگ ونحوه پایان ان  افزوده وابهامات بیشتری را در پیرامون دفاع مقدس بوجود اورده است.بدتر اینكه تحلیل ها وقضاوت هایی بر اساس همین تحریفات  وابهامات شكل گرفته است كه با حقایق دفاع مقدس فاصله بسیاری دارد.اگرچه بعضا این اقدامات واظهار نظرها از سوی كسان ونهادهایی صورت گرفته كه دستی دراتش داشته ومدتی در دفاع مقدس حضور داشته اند.با این حال بیشتر تحریفات وقضاوت های نادرست وتحلیل های غلط از سوی كسانی صورت می گیرد كه حتی  یك روز هم درجنگ حضور نداشته اند وازتخصص لازم هم برخوردارنیستند.مثلا برخی پایان جنگ رانقد وقضاوت می كنند ولی فرق صلح واتش بس ومتاركه را كه درادبیات حقوق بین الملل  تفاوت های اساسی دارند رانمی دانند.
نتیجه این تحریفات وتحلیل های غلط وغیر كارشناسانه در كنار عدم انتشار حقایق دفاع مقدس از سوی مدیران وفرماندهان جنگ موجب شده است كه:
1-  تاریخ دفاع مقدس تحریف شود.
2-  بسیاری ازحقایق مهم دفاع مقدس ناگفته بماند.
3-  ابهامات وتردید هایی دررابطه با حقانیت ودستاورد های بزرگ دفاع مقدس شكل بگیرد.
4-  نسبت های ناروا وقضاوت های ناصحیح نسبت به دفاع مقدس ورزمندگان ان بوجود اید.


  نمونه اشكاری از این نابسامانی فرهنگی ، قضاوت ها وتحلیل هایی است كه پس از انتشار نامه  امام درباره پذیرش قطعنامه بوجود امد. عدم انشار همه اسناد ومدارك پیرامون پذیرش قطعنامه 598وتحریف های صورت گرفته موجب شد كه اكثر اظهار نظرهایی كه درباره ان وپایان جنگ صورت گرفت  با واقعیت فاصله زیادی داشته باشد.اكثر نویسندگان وتحلیل گرانی هم كه پیرامون ان قلم زدند یك روز  درجنگ شركت نكرده بودند.بدترانكه چون تخصص لازم دفاعی را نداشتند  تفاوت بین مفاهیم پذیرش قطعنامه و پایان جنگ رانفهمیده بودند وتحلیل ونقد انهاهم بیشتر شبیه تحلیل های تبلیغاتی وجناحی و انتخاباتی بود. البته انتشارناقص اطلاعات واسناد جنگ هم بی تاثیر در این برداشت های غلط نبوده است.
  واقعیت این است كه درجنگ هم نواقص واشتباهات وجود داشته است.وتحلیل درست ومنصفانه وكارشناسانه ان موجب درس اموزی درست از دفاع مقدس میشود.وباید از چنین تحلیل هایی استقبال واستفاده كرد. اما حساب این گروه باكسانی كه می خواهندبا طرح نواقص جنگ وبدتر انكه باتحریفات، پر افتخارترین جنگ دویست سال اخیر ایران را زیر سوال ببرند جدا است.این گروه اخیر یافرق تحلیل حوادث وپدیده های ملی را ازحوادث جناحی وزودگذر نمی دانندویا باید بدنبال هدف دیگری باشند.البته ما نه ازاین تحلیل ها شگفت زده هستیم ونه انرا پایان یافته می دانیم.انتظار این انحرافات وسوءاستفاده هاورا داشته ا یم. چرا كه دفاع ملت ایران اگرچه ازسوی ملت هاوبسیاری از صاحبنظران مورد تحسین قرارگرفت ولی بسیاری  هم در داخل  وخارج از ایران راعصبانی كرد.این افراد چند گروه هستند:
1-كسانی كه درجنگ برای زانو زدن جمهوری اسلامی درمقابل امریكا لحظه شماری میكردند تاثابت كنند كه مامنطق جهانی رانمی دانیم وباید دست ازاستقلال وازادی وجمهوری اسلامی برداریم.شكست مارابرای اثبات ادعاهای خودمی خواستند.
2-  كسانی كه نگران بودند پس از پایان جنگ متهم به فرار ازجنگ بشوند .ودرطول هشت سال جنگ درجبهه هاحضورنیافتند وكمك موثری به دفاع ملت ایران نكردند.
3- كسانی كه فكر می كردند رزمندگان دفاع مقدس پس ازجنگ چشم به قدرت دوخته اند وقصد دارند كه انرا از دست جناح های سیاسی  بربایند ویا انها را ازرسیدن به قدرت باز بدارند .
4- كسانی كه توانایی شگفت انگیزفرماندهان و رزمندگان را درمدیریت وخستگی ناپذیری انان را درجنگ دیده بودند وهم به افكار انها اشنا شده بودند وهم بالخصوص ازاستقلال وازاد منشی وصراحت لهجه انها اگاه شده بودند واز به قدرت رسیدن انها وحشت داشتند.
گروههای فوق پس از جنگ ارام نماندند. یا به دفاع مقدس تاختند ویا عموما ان را بی نتیجه وبی حاصل دانستند عده ای از انها هم جنگ را از یك مقطعی به بعد غیر ضروری دانستند وعلت تداوم جنگ را بر عهده فرماندهان ارتش وسپاه انداختند. عده ای از انها هم  درمقابل  هجمه ها ی به دفاع مقدس خودرا كناركشیدند وباوجود انكه امكان وتوان دفاع را داشتند سكوت كردند.
ولی گروههای دیگری هم پیدا شدند كه میراث دفاع مقدس رامصادره كردند وان را به معركه جناح بازی وارد كردند.انها افرادی بودندكه در حاشیه دفاع مقدس دستی در آتش داشتندولی هیچگاه نتوانسته بودند نقش موثری درجنگ پیدا كنند.
آنها نیز جنگ رابرای منافع شخصی وگروهی خود تحریف می كنند.
والبته برخی از  رزمندگان دوران دفاع مقدس  مجذوب زرق وبرق دنیایی شدیم وگرفتارهوس قدرت ویا بدنبال پست ودر جه افتادیم.وبه مخالفان دفاع مقدس بهانه برای حریم شكنی دادیم .


جالب است كه بدانید مخالفت با مدافعین كشور وفرماندهان درطول جنگ ادامه داشت ولی درسطح محدود وپنهان صورت می گرفت. گروههایی  كه بسیاری از انها درزمان جنگ هم ارام نبودند.وهرچه می توانستنداز فضا سازی های غیر واقعی علیه دفاع مقدس ورزمندگان ان انجام دادند وحتی با واسطه افراد ساده اندیش وبانفوذ به تهدید فرماندهان ما دست میزدند.دراینجا لازم می دانم به دوخاطره  ازمخالفین وموافقین دفاع مقدس اشاره ای بكنم تا واقعیت بیشتر روشن شود.
پس ازعملیات خیبر یعنی سال1362بیست وسه سال پیش یكی از فرماندهان استان های ما اقای ر-س كه به جبهه امده بود نقل می كرد كه یكی از مسئولان عالیرتبه ان استان اقای ط كه درسطح كل كشورهم معروف بود مرا خواست وباناراحتی بمن گفت .
شما فكر می كنید كه مانمی دانیم شما بدنبال چی هستید. شما می خواهید فرمانده سپاه را رئیس جمهور كنید.مگر از روی خون ماردبشویدكه بتوانید این كار رابكنید. فضارابه گونه  ای ساخته بودند  كه افرادی مثل این مسئول كشوری چنین تفكری را داشته باشد.چه به رسد به انهایی كه بانظام مخالف بودند    وانهایی كه از موفقیت ملت ایران در جنگ خوشحال نبودند چگونه می اندیشیدندوچه كارهایی كه درجنگ روانی خودعلیه دفاع مقدس نمی كردند. البته انسانهای باوجدان فراوانی هم بودندكه با وجود انكه نظر خوبی نسبت به نظام سیاسی ایران نداشتند ولی به شدت ازدولت ورزمندگان ایران دفاع می كردند. یك روز به من اطلاع دادند كه یك ایرانی باكت وشلوار وكراوات ازانگلیس امده ومی خواهد برود خرمشهر راببیند دژبان جلوی اورا گرفته وبه اومشكوك شده است ولی اواصرارمی كند. چه كار كنیم.
من گفتم به او اجازه بدهید برود شهر راببیند.پس ازانكه شهر ازادشده خرمشهر رادید دركنارجاده اسفالت ازماشین پیاده شده بود ودرحالیكه به شدت احساساتی شده بود خاك خرمشهررا بوسید و گفت اگرخمینی همان كسی است كه خرمشهر را ازاد كرده است .من نوكر خمینی ام.
  سوال ما این است كه آیا گروههایی كه بنا بهر دلیلی خواهان پیروزی ایران ویارزمندگان ان نبودند پس از جنگ دست روی دست می گذارند واجازه می دهند كه پایان جنگ ودستاورد های ان در كام ملت ایران شیرین كند.مگردردوران جنگ ساكت بودند.امام درباره انها فرمودند كه:
  ...و بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركة بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند!


ویادر جای دیگری با پیش بینی شرائط امروزوبا برگشتن كسانی كه درصحنه نبرد نبودند به صحنه قدرت وتصمیم گیری می فرماید:


آری، دیروز روز امتحان الهی بود كه گذشت. و فردا امتحان دیگری است كه پیش می آید. و همة ما نیز روز محاسبة بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی كه در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تكلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور كرده اند مطمئن باشند كه از معاملة با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی كرده اند كه حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبة حق خواهند كشید. كه من مجدداً به همة مردم و مسئولین عرض می كنم كه حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین كوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند.
سوال ما این است كه ایا بعد از امام این عده به صحنه قدرت وثروت ورسانه ها نفوذ نكردند وبا كمك آن ابزارپیش كسوتان جهاد وشهادت رابه گوشه ای نراندند.وبعنوان مدعیان دفاع ازكشوروملت به مدافعان واقعی ملت ایران هجوم نبردندوانتقام نكشیدندوبرخی ازانهارا خانه نشین نكردند.اری امام اینده رادیده بودندچه زیبا فرمودند:
  ... من در میان شما باشم و یا نباشم به همة شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشكسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی  روزمرة خود به فراموشی سپرده شوند.
اگرنبود اسیبی كه به نتایج ودست اوردهای جنگ از رهگذر این تحریفات وبرداشت های غلط وهجوم های تبلیغاتی وتخریب  هابوجود می امد واگر نبودنگرانی هاودغدغه های خانواده شهدا دست به قلم نمی بردم ودربار ه جنگ چیزی نمی نوشتم وهمان طور كه تاكنون چیزی ننوشتم ،نوشتن جنگ رابه دیگران واگذارمی كردم.بارها كه می خواستم در توضیح حوادث دفاع مقدس قلم بزنم، درمقابل فداكاری رزمندگان وبالخصوص فرماندهان  ویاران عزیزی كه با افتخار دنیای بی هویت وبی خاصیت مارا ترك كردند ورفتند، احساس شرمندگی می كردم. ویادر دفاع ازرزمندگان وعملكردانان ودفاع مقدس باوجود بزرگان كشورقلم زدن راخلاف ادب می دانستم وقلم را بر زمین می گذاشتم. اما امروز....
اگر ننویسیم در مقابل شهدا وخانواده های انان پاسخی نداریم ونسل مسول امروز هم بر من وامثال من نخواهند گذشت. بهمین دلیل ازانها وملت ایران عذر می خواهم كه اگر قلم من مرزهای نگو رامیشكند.می دانم كه  سالكان ومجاهدان راه حق برمن خورده خواهند گرفت وكم صبری مرا نقد خواهند كرد.ولی چشم امیدبه هدایت الهی دوخته ام .واروزی رضایت خدا وشهدایی رادارم كه این كتاب را به انها تقدیم می كنم. امید است كه  قبول كنند وهرچه زودتر مرا به جمع خود فرا خوانند:


شهید باكری،باقری،بروجردی، صیاد شیرازی، كاظمی،خرازی،همت، متوسلیان، دقایقی، زین الدین ،بقایی ،بابایی و.............



برای ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : شوراب
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :