تبلیغات
دفاع گرامی - دفاع مقدس از نگاه محسن رضایی(انگیزه ومقدمه)
دفاع گرامی


       
انگیزه
دفاع  هشت ساله ایران كه برای اولین بار پس ازسیصد سال ایران توانست تمامی سرزمین های اشغالی خودرا آزاد كند، گنجینه عظیمی ازتجارب ودستاوردهای انسانی را در دل خود جای داده است.انتقال درست انهابه نسل های بعدی موجب باروری دانایی وتقویت فرهنگ  وارزش های جامعه می شود.عدم انتقال ویا تحریف حقایق ویافته های دفاع مقدس، جامعه را از بهره برداری دستاوردهای ان باز می دارد.وموجب انحرافاتی در جامعه می گردد.


طی سال های اخیر كتب ومقالات مفیدی درباره دفاع مقدس منتشر شد. ولی هنوز بسیاری ازمعارف وحقایق ان دردل وذهن رزمندگان ومدیران وفرماندهان ویایاداشت های خصوصی انها باقی مانده است ،كه بارفتن هركدام از انهابخشی از این گنجینه مهم دفن می شود.
  ازطرف دیگر،تحریفات زیادی درباره دفاع مقدس درهمین مدت  بوجود امده است.  درحوزه خاطرات وهمچنین درحوزه بیان حوادث وتاریخ نگاری و درنقل نظرات  امام وبزرگان كشور وفرماندهان جنگ مطالبی گفته می شود كه با واقعیات تطبیقی ندارد .اخیرا هم اسنادی ازجنگ انتشار یافته است كه بر حساسیت  موضوع اداره جنگ ونحوه پایان ان  افزوده وابهامات بیشتری را در پیرامون دفاع مقدس بوجود اورده است.بدتر اینكه تحلیل ها وقضاوت هایی بر اساس همین تحریفات  وابهامات شكل گرفته است كه با حقایق دفاع مقدس فاصله بسیاری دارد.اگرچه بعضا این اقدامات واظهار نظرها از سوی كسان ونهادهایی صورت گرفته كه دستی دراتش داشته ومدتی در دفاع مقدس حضور داشته اند.با این حال بیشتر تحریفات وقضاوت های نادرست وتحلیل های غلط از سوی كسانی صورت می گیرد كه حتی  یك روز هم درجنگ حضور نداشته اند وازتخصص لازم هم برخوردارنیستند.مثلا برخی پایان جنگ رانقد وقضاوت می كنند ولی فرق صلح واتش بس ومتاركه را كه درادبیات حقوق بین الملل  تفاوت های اساسی دارند رانمی دانند.
نتیجه این تحریفات وتحلیل های غلط وغیر كارشناسانه در كنار عدم انتشار حقایق دفاع مقدس از سوی مدیران وفرماندهان جنگ موجب شده است كه:
1-  تاریخ دفاع مقدس تحریف شود.
2-  بسیاری ازحقایق مهم دفاع مقدس ناگفته بماند.
3-  ابهامات وتردید هایی دررابطه با حقانیت ودستاورد های بزرگ دفاع مقدس شكل بگیرد.
4-  نسبت های ناروا وقضاوت های ناصحیح نسبت به دفاع مقدس ورزمندگان ان بوجود اید.


  نمونه اشكاری از این نابسامانی فرهنگی ، قضاوت ها وتحلیل هایی است كه پس از انتشار نامه  امام درباره پذیرش قطعنامه بوجود امد. عدم انشار همه اسناد ومدارك پیرامون پذیرش قطعنامه 598وتحریف های صورت گرفته موجب شد كه اكثر اظهار نظرهایی كه درباره ان وپایان جنگ صورت گرفت  با واقعیت فاصله زیادی داشته باشد.اكثر نویسندگان وتحلیل گرانی هم كه پیرامون ان قلم زدند یك روز  درجنگ شركت نكرده بودند.بدترانكه چون تخصص لازم دفاعی را نداشتند  تفاوت بین مفاهیم پذیرش قطعنامه و پایان جنگ رانفهمیده بودند وتحلیل ونقد انهاهم بیشتر شبیه تحلیل های تبلیغاتی وجناحی و انتخاباتی بود. البته انتشارناقص اطلاعات واسناد جنگ هم بی تاثیر در این برداشت های غلط نبوده است.
  واقعیت این است كه درجنگ هم نواقص واشتباهات وجود داشته است.وتحلیل درست ومنصفانه وكارشناسانه ان موجب درس اموزی درست از دفاع مقدس میشود.وباید از چنین تحلیل هایی استقبال واستفاده كرد. اما حساب این گروه باكسانی كه می خواهندبا طرح نواقص جنگ وبدتر انكه باتحریفات، پر افتخارترین جنگ دویست سال اخیر ایران را زیر سوال ببرند جدا است.این گروه اخیر یافرق تحلیل حوادث وپدیده های ملی را ازحوادث جناحی وزودگذر نمی دانندویا باید بدنبال هدف دیگری باشند.البته ما نه ازاین تحلیل ها شگفت زده هستیم ونه انرا پایان یافته می دانیم.انتظار این انحرافات وسوءاستفاده هاورا داشته ا یم. چرا كه دفاع ملت ایران اگرچه ازسوی ملت هاوبسیاری از صاحبنظران مورد تحسین قرارگرفت ولی بسیاری  هم در داخل  وخارج از ایران راعصبانی كرد.این افراد چند گروه هستند:
1-كسانی كه درجنگ برای زانو زدن جمهوری اسلامی درمقابل امریكا لحظه شماری میكردند تاثابت كنند كه مامنطق جهانی رانمی دانیم وباید دست ازاستقلال وازادی وجمهوری اسلامی برداریم.شكست مارابرای اثبات ادعاهای خودمی خواستند.
2-  كسانی كه نگران بودند پس از پایان جنگ متهم به فرار ازجنگ بشوند .ودرطول هشت سال جنگ درجبهه هاحضورنیافتند وكمك موثری به دفاع ملت ایران نكردند.
3- كسانی كه فكر می كردند رزمندگان دفاع مقدس پس ازجنگ چشم به قدرت دوخته اند وقصد دارند كه انرا از دست جناح های سیاسی  بربایند ویا انها را ازرسیدن به قدرت باز بدارند .
4- كسانی كه توانایی شگفت انگیزفرماندهان و رزمندگان را درمدیریت وخستگی ناپذیری انان را درجنگ دیده بودند وهم به افكار انها اشنا شده بودند وهم بالخصوص ازاستقلال وازاد منشی وصراحت لهجه انها اگاه شده بودند واز به قدرت رسیدن انها وحشت داشتند.
گروههای فوق پس از جنگ ارام نماندند. یا به دفاع مقدس تاختند ویا عموما ان را بی نتیجه وبی حاصل دانستند عده ای از انها هم جنگ را از یك مقطعی به بعد غیر ضروری دانستند وعلت تداوم جنگ را بر عهده فرماندهان ارتش وسپاه انداختند. عده ای از انها هم  درمقابل  هجمه ها ی به دفاع مقدس خودرا كناركشیدند وباوجود انكه امكان وتوان دفاع را داشتند سكوت كردند.
ولی گروههای دیگری هم پیدا شدند كه میراث دفاع مقدس رامصادره كردند وان را به معركه جناح بازی وارد كردند.انها افرادی بودندكه در حاشیه دفاع مقدس دستی در آتش داشتندولی هیچگاه نتوانسته بودند نقش موثری درجنگ پیدا كنند.
آنها نیز جنگ رابرای منافع شخصی وگروهی خود تحریف می كنند.
والبته برخی از  رزمندگان دوران دفاع مقدس  مجذوب زرق وبرق دنیایی شدیم وگرفتارهوس قدرت ویا بدنبال پست ودر جه افتادیم.وبه مخالفان دفاع مقدس بهانه برای حریم شكنی دادیم .


جالب است كه بدانید مخالفت با مدافعین كشور وفرماندهان درطول جنگ ادامه داشت ولی درسطح محدود وپنهان صورت می گرفت. گروههایی  كه بسیاری از انها درزمان جنگ هم ارام نبودند.وهرچه می توانستنداز فضا سازی های غیر واقعی علیه دفاع مقدس ورزمندگان ان انجام دادند وحتی با واسطه افراد ساده اندیش وبانفوذ به تهدید فرماندهان ما دست میزدند.دراینجا لازم می دانم به دوخاطره  ازمخالفین وموافقین دفاع مقدس اشاره ای بكنم تا واقعیت بیشتر روشن شود.
پس ازعملیات خیبر یعنی سال1362بیست وسه سال پیش یكی از فرماندهان استان های ما اقای ر-س كه به جبهه امده بود نقل می كرد كه یكی از مسئولان عالیرتبه ان استان اقای ط كه درسطح كل كشورهم معروف بود مرا خواست وباناراحتی بمن گفت .
شما فكر می كنید كه مانمی دانیم شما بدنبال چی هستید. شما می خواهید فرمانده سپاه را رئیس جمهور كنید.مگر از روی خون ماردبشویدكه بتوانید این كار رابكنید. فضارابه گونه  ای ساخته بودند  كه افرادی مثل این مسئول كشوری چنین تفكری را داشته باشد.چه به رسد به انهایی كه بانظام مخالف بودند    وانهایی كه از موفقیت ملت ایران در جنگ خوشحال نبودند چگونه می اندیشیدندوچه كارهایی كه درجنگ روانی خودعلیه دفاع مقدس نمی كردند. البته انسانهای باوجدان فراوانی هم بودندكه با وجود انكه نظر خوبی نسبت به نظام سیاسی ایران نداشتند ولی به شدت ازدولت ورزمندگان ایران دفاع می كردند. یك روز به من اطلاع دادند كه یك ایرانی باكت وشلوار وكراوات ازانگلیس امده ومی خواهد برود خرمشهر راببیند دژبان جلوی اورا گرفته وبه اومشكوك شده است ولی اواصرارمی كند. چه كار كنیم.
من گفتم به او اجازه بدهید برود شهر راببیند.پس ازانكه شهر ازادشده خرمشهر رادید دركنارجاده اسفالت ازماشین پیاده شده بود ودرحالیكه به شدت احساساتی شده بود خاك خرمشهررا بوسید و گفت اگرخمینی همان كسی است كه خرمشهر را ازاد كرده است .من نوكر خمینی ام.
  سوال ما این است كه آیا گروههایی كه بنا بهر دلیلی خواهان پیروزی ایران ویارزمندگان ان نبودند پس از جنگ دست روی دست می گذارند واجازه می دهند كه پایان جنگ ودستاورد های ان در كام ملت ایران شیرین كند.مگردردوران جنگ ساكت بودند.امام درباره انها فرمودند كه:
  ...و بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركة بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند!


ویادر جای دیگری با پیش بینی شرائط امروزوبا برگشتن كسانی كه درصحنه نبرد نبودند به صحنه قدرت وتصمیم گیری می فرماید:


آری، دیروز روز امتحان الهی بود كه گذشت. و فردا امتحان دیگری است كه پیش می آید. و همة ما نیز روز محاسبة بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی كه در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تكلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور كرده اند مطمئن باشند كه از معاملة با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی كرده اند كه حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبة حق خواهند كشید. كه من مجدداً به همة مردم و مسئولین عرض می كنم كه حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین كوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند.
سوال ما این است كه ایا بعد از امام این عده به صحنه قدرت وثروت ورسانه ها نفوذ نكردند وبا كمك آن ابزارپیش كسوتان جهاد وشهادت رابه گوشه ای نراندند.وبعنوان مدعیان دفاع ازكشوروملت به مدافعان واقعی ملت ایران هجوم نبردندوانتقام نكشیدندوبرخی ازانهارا خانه نشین نكردند.اری امام اینده رادیده بودندچه زیبا فرمودند:
  ... من در میان شما باشم و یا نباشم به همة شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشكسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی  روزمرة خود به فراموشی سپرده شوند.
اگرنبود اسیبی كه به نتایج ودست اوردهای جنگ از رهگذر این تحریفات وبرداشت های غلط وهجوم های تبلیغاتی وتخریب  هابوجود می امد واگر نبودنگرانی هاودغدغه های خانواده شهدا دست به قلم نمی بردم ودربار ه جنگ چیزی نمی نوشتم وهمان طور كه تاكنون چیزی ننوشتم ،نوشتن جنگ رابه دیگران واگذارمی كردم.بارها كه می خواستم در توضیح حوادث دفاع مقدس قلم بزنم، درمقابل فداكاری رزمندگان وبالخصوص فرماندهان  ویاران عزیزی كه با افتخار دنیای بی هویت وبی خاصیت مارا ترك كردند ورفتند، احساس شرمندگی می كردم. ویادر دفاع ازرزمندگان وعملكردانان ودفاع مقدس باوجود بزرگان كشورقلم زدن راخلاف ادب می دانستم وقلم را بر زمین می گذاشتم. اما امروز....
اگر ننویسیم در مقابل شهدا وخانواده های انان پاسخی نداریم ونسل مسول امروز هم بر من وامثال من نخواهند گذشت. بهمین دلیل ازانها وملت ایران عذر می خواهم كه اگر قلم من مرزهای نگو رامیشكند.می دانم كه  سالكان ومجاهدان راه حق برمن خورده خواهند گرفت وكم صبری مرا نقد خواهند كرد.ولی چشم امیدبه هدایت الهی دوخته ام .واروزی رضایت خدا وشهدایی رادارم كه این كتاب را به انها تقدیم می كنم. امید است كه  قبول كنند وهرچه زودتر مرا به جمع خود فرا خوانند:


شهید باكری،باقری،بروجردی، صیاد شیرازی، كاظمی،خرازی،همت، متوسلیان، دقایقی، زین الدین ،بقایی ،بابایی و.............



برای ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید

مقدمه
تلخی پذیرش قطعنامه با حلاوت پایان جنگ از بین رفت
یكی از اشتباهات تحلیل گران سیاسی نظامی از حوادث جنگ تفكیك نكردن حوادث مهم و معنی دار جنگ در تحلیل و تفسیرهای خود از این حادثه است. مثلاً تفكیك قائل نشدن بین آتش بس و صلح و یابین پذیرش قطعنامه با پایان جنگ از این نوع اشتباهات است كه فهم و درك دفاع مقدس را با مشكل مواجه كرده است.
بهمین دلیل بسیاری ازكسانی كه ازپذیرش اتش بس تاقبل ازقطعنامه598 دفاع می كنند.وانرا برجنگیدن ترجیح می دهند فكر نمی كنند اگر ایران این كار راانجام داده بودپایان جنگ تاچهل سال بعد هم مشخص نمی شد.وناامنی وبی اعتمادی ناشی ازشرائط نه جنگ ونه صلح بسیار زیان بارترازادامه جنگ برای تعیین تكلیف سریع ترپایان جنگ بود.
  اگر این تفكیك ها صورت گیرد متوجه خواهیم شد كه پذیرش قطعنامه یك حادثه كاملاً مستقلی از پایان جنگ است.حضرت امام فردای پذیرش قطعنامه 598 فرمودند:
  اكیداً به ملت عزیز ایران سفارش می كنم كه هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئله جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربة تبلیغات جهانخواران علیه ما كند شده است ؛ ولی دورنمای حوادث را نمی توان به طور قطع و جدی پیش بینی نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانه جوییها به همان شیوه های تجاوزگرانة خود ادامه دهد. ما باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده و مهیا باشیم. و ملت ما هم نباید فعلاً مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام می كنیم كه هدف ما تاكتیك جدید در ادامة جنگ نیست. چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه ها حملات خود را دنبال كنند. نیروهای نظامی ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند.
بنابراین امام باپذیرش قطعنامه598جنگ را پایان یافته نمی دیدواحتمال حوادث ناگواری را هم می داد. چیزی نگذشت كه صدام ازقبول قطعنامه خودداری كرد وبه ایران حمله نمود.
تجربه بشرنیزهمین منطق رااثبات كرده است.دربسیاری ازحوادث جهانی درقرن بیستم قطعنامه هایی صادر شد ولی مناقشه ها ادامه یافته است.مناقشه اعراب واسراییل ازاین نمونه است.
ما دراین كتاب حوادث ووقایع اخر جنگ را باكمك اسناد ومدارك مستند اشكار شده ومنتشر نشده دردوبخش پذیرش قطعنامه وپایان جنگ  توضیح وتحلیل می كنیم وثابت می كنیم كه این دو موضوع ازیكدیگرجداست. اگرچه پذیرش قطعنامه باتلخی همراه بوده است ولی پایان جنگ همرا باپیروزهای نظامی وسیاسی بوده وباشیرینی به پایان رسیده است.
اگر عراق  پس از پذیرش قطعنامه بتوسط ایران بامجموعه عملیات هایی كه انجام داد، موفق می شد كه به اهداف خود برسد، جنگ تا چند سال بعد می توانست ادامه یابد وصدام همانطوركه پس ازپذیرش قطعنامه به توسط ایران قصد داشت باحملات مجدد خودبه خاك ایران قطعنامه598راتغییر وقطعنامه دیگری راازشورای امنیت بگیرد مسیر دیگری رابرای پایان جنگ ترسیم می كرد. آنگاه موضوع پایان جنگ از پذیرش قطعنامه 598 بوضوح تفكیك    می شد. ولی بدلیل شكست صدام واشكارنشدن خواسته های اودركمتر ازیك ماه وهمچنین قطعه قطعه شدن فرایند پایان جنگ آن اولاً : پذیرش قطعنامه را با پایان جنگ یكی تصور می كنند و ثانیاً : پیروزی های پی در پی پس از پذیرش قطعنامه كه به پایان جنگ منجرشد از شكست هایی كه منجربه پذیرش قطعنامه شد تفكیك نشد .دراین كتاب ابتدا به مظلومیت  پایان جنگ اشاره كرده ایم وثابت شده كه هیچ مراسمی برای بزرگداشت ان برگذار نمی شود وبدتر انكه انرا باپذیرش قطعنامه یكی فرض می كنندوبعد كتاب بر همین اساس به دوبخش پذیرش قطعنامه با ده فصل وبخش پایان جنگ باشش فصل تدوین شده است.درفصل دوم به دلایل پذیرش قطعنامه ومحتوای ان پرداخته ایم ودرفصل سوم به دو راهی های جنگ پس از ازادی خرمشهر وتصویب قطعنامه 598اشاره كرده ایم. ودرفصل چهارم به موانع نظامی وعملیاتی برای پایان دادن به جنگ پرداخته ایم .درفصل پنجم موانع سیاسی وبالخصوص مقاومت دولت عراق وامریكا برای جلوگیری از دستیابی بیشتر ایران به امتیازات جدیدتری پرداخته شده است . ودرفصل های ششم وهفتم تلاش ها وفعالیت ها ی هر دو دولت را برای عبور از بن بست وكسب منافع بیشتر  توضیح داده ایم.درفصل هشتم به تحول در اداره جنگ پرداخته ایم وبه علل انتخاب اقای هاشمی به عنوان جانشین فرماندهی كل قوا اشاره كرده ایم. وبالاخره به پذیرش قطعنامه 598وشرائط سیاسی ونظامی درفصل نهم اشاره كرده ایم. ودرفصل دهم به دونامه سرنوشت ساز یعنی نامه اینجانب به اقای هاشمی كه گفته می شود به حضرت امام بوده ونامه حضرت امام درباره پذیرش قطعنامه پرداخته می شودومقایسه ای بین ان دو صورت گرفته است.
بخش دوم كتاب به موضوع پایان جنگ اختصاص یافته است.درفصل یاز دهم به نافرمانی دولت عراق ودرفصل دوازدهم به عبور از خط قرمز ارتش عراق پرداخته واولین پیروزی ایران پس از پذیرش قطعنامه را تشریح كرده ایم.ودرفصل سیزدهم اخرین تلاش عراق ودومین پیروزی ایران را توضیح داده ایم ودرفصل چهاردهم بسیج عمومی كشور وحشت عظیم عراق وحامیان انهارا ازاین فراخوانی بزرگ  وبرقراری اتش بس راتوضیح داده ایم. درفصل پانزدهم به پذیرش قرارداد1975وازادی اسرا وچهارمین پیروزی پرداخته ایم.ودر فصل پایانی به اعتراف سازمان ملل به تجاوز گری صدام حسین وخسارات پایان جنگ وپیروزی پنجم ایران پس از پذیرفتن اتش بس پرداخته ایم.
امید است كه این زحمت ناقابل به تواند مظلومیت پایان جنگ را مقداری جبران كند ومرهمی بردل مادران وپدران وهمسران وفرزندان شهداوجانبازان وازادگان دفاع مقدس باشد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : شوراب
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :